تبليغاتX
بدون شرح
بدون شرح
*~*~بي عنوان....~*~*

مثه یه قناری تو قفسم

واسه پرواز میگیره نفسم

داد کمک میزنم

یکی نیست بگیره دستم

راهی نیست تو نا امیدی نشستم

میخونم واسه ازادی که یه روز برم

 باغ خدا اونجا رها کنم دلم

 تو کجایی؟

چرا بی صدایی؟!!

کاش می شد با تو بودن را نوشت ...

 تا که زیبا را کشید بر هرچه زشت...

 کاش می شد روی این رنگین کمان ...

  می نوشتم تا ابد با من بمان...

 شعر بالايي از دوست عزيزم مرجان جونه

ممنون ميشم نظراتونو بدونم



| *| نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 15:46 توسط تنهاترين |
*~*~ارزاني يا گراني؟؟!!~*~*

 
 
 
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست ؟؟؟

دوره ی ارزانیست ... چه شرافت ارزان .... تنه عریان ارزان ...

و دروغ از همه چیز ارزانتر ....

آبرو قیمت یک تکه نان ... و چه تخفیف خوردست قیمت هر انسان ...!


| *| نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 15:22 توسط تنهاترين |
*~*~شريعتي!!~*~*

غريبه

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم 

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 2:3 توسط تنهاترين |