مثه یه قناری تو قفسم
واسه پرواز میگیره نفسم
داد کمک میزنم
یکی نیست بگیره دستم
راهی نیست تو نا امیدی نشستم
میخونم واسه ازادی که یه روز برم
باغ خدا اونجا رها کنم دلم
تو کجایی؟
چرا بی صدایی؟!!

کاش می شد با تو بودن را نوشت ...
تا که زیبا را کشید بر هرچه زشت...
کاش می شد روی این رنگین کمان ...
می نوشتم تا ابد با من بمان...
شعر بالايي از دوست عزيزم مرجان جونه
ممنون ميشم نظراتونو بدونم


