تبليغاتX
بدون شرح
بدون شرح
*~*~~*~*

سلام

خیلی وقته میخوام بنویسم اما حسش نمیاد.....

چند وقت پیش خیلی پیله شدیم به بابام که بریم مشهد اما هر کاری میکردیم بلیت گیرمون نمیومد....یه بار که بابام میرن دفتر هواپیمایی طرف در میاد میگه یه بلیت برا کربلا داریم نمیرید؟بابام هم به مامانم میگن مامان بنده هم در عین نا باوری همه بول میکنن(چون مامانم سالهاست نمیرن مسافرت ...) خلاصه مامانم پاسپورت نداشتن رفتن گرفتن و همه چیز جور شد و یه هفته پیش رفتن کربلا...انشالله فردا بر میگردن...

شب میلاد حضرت رسول(ص) دوستم زنگ زد دعوتم کرد.... دوستی که یه دوره از زندگیم صمیمی ترین دوستم بود داشت میرفت مکه...از طرف دانشگاه....سال تحویل مدینه بودن .......

فرداش رفتم بدرقه تعدادی از دوستام  داشتن میرفتن کربلا....منم برا همین کاروانه اسم نوشته بودم اما شیش ماه پیش کنسل شد هی اینور اونور شد تاااااا قسمت این بود که من نرم و دوستان لحظه تحویل سال کربلا باشن.....

دیروز هم که کلی از دوستام با هم رفتن مشهد.....لحظه تحویل سال رو به گنبد طلای آقا یا مقلب القلوب میخونن....

دیشب دو تا از دوستام زنگ زد مخوایم بیایم پیشت...اومدن...گفتن ما میخواستیم با فلان هیئت که ۷ فروردین میره بریم مناطق جنگی اما مسئول این هسئته که فردا میخوان برن اینقد زنگ ز که بیاین ما هم دیگه فردا داریم میریم....اینا هم تحویل سال پیش شهدا هستن و سال نو رو با اونا اغاز میکنن.....

حالا من بازمانده؟جامانده؟........نمیدونم سال تحویل کجا هستم .......

اما میدونم روزه اول سال جدید یه جای خیلی خوبیم....

اره اقام امام رضا منت گذاشت و منو دعوت کرده...فقط موندم ن با این روسیاهی چه جوری میخوام برم اونجاااا

من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم/میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

 

راستی نمیدونم لحظه تحویل شال کجایید اما هر جا هستید خیلی دعام کنید....

 

سال پر خیر و برکتی داشته باشید و سرشار از خوبی

سال نوی همتون مبارررک

 

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 0:47 توسط تنهاترين |