تبليغاتX
بدون شرح
بدون شرح
*~*~باز آ~*~*

دلتنگم

 

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ

وحشی بافقی

 



| *| نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 3:54 توسط تنهاترين |