تبليغاتX
بدون شرح
بدون شرح
*~*~شب قدر~*~*

 

 


افسوس که عمري پي اغيار دويديم

از دوست بمانديم و به منزل نرسيديم

سرمايه ز کف رفت و تجارت ننموديم

جز حسرت و اندوه متاعي نخريديم...

مرا چه به تجارت؟ مرا چه به دوست؟ من کجا و بريدن از اغيار

و به دنبال تو دويدن؟

من کجا و تو؟ من همان ام که دينم با ماه رمضان شروع مي شود و با

عيد فطر تمام!!!!

و فقط همان چند روز است که معناي غربت را مي فهمم و بس.

من کجا و تو؟

من همان ام که افسوس همه چيز را مي خورم، جز افسوس عمري که

دور از تو گذرانده ام.

من چه مي دانم لبخند رضايت تو چيست؟

من چه مي فهمم شادي مادر تو چه قيمتي دارد؟!

من کجا و تو؟

گفتند: شب قدر شب نزول قرآن است. «انا انزلناه في ليله القدر»

مي گويم: قرآن ناطق تويي.

ترجمان قرآن تويي.

آيات بينات قرآن در سينه ي توست.

تفسير قرآن به لسان توست.

مي گويند:شب قدر را هرکسي نمي داند چه شبي است؟

مي گويم: مگر قدر تو را هرکسي مي داند؟

مگر کسي به شناخت تو نائل شده است؟

گفتند: شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ «ليله القدر خير من الف شهر»

مي گويم: مگر ماهي بهتر از روي ماه تو مي شود؟

تو که هزار هزار ماه برتري!

گفتند: در شب قدر ملائکه و روح نازل مي شوند، به امر پروردگارشان.

« تنزل الملائکه و الروح فيها باذن ربهم من کل امر»

مي گويم: ملائکه خادمان درگاه تواند!

اينان که در شب قدر صعود و نزولشان به نزد توست!

اينان نامه ي تقدير خلايق را امشب به نزد تو مي آورند

تا تو سرنوشت همگان را امضا کني.

اين ها را گفتم تا بگويم:

هرچه کرده ام و هرچه هستم، که خودم مي دانم پست پست ام،

امشب گداي توام و جز تو را گدايي نمي کنم.

مي خواهم بگويم: امشب، شب ظهور قدر و منزلت توست.

مي خواهم بگويم: اف بر روي سياهم، اگر رهايي از زندان غيبت

به اندازه ي گرفتاري ها و مشکلات خودم برايم مهم نباشد!

مي خواهم بگويم: عطشناک دعايت مي کنم!

ديوانه وار ضجه ات مي زنم!!!

واز خداي حسين«ع» به حق حسين«ع» شفاي سينه ي سوخته ي

حسين را به ظهور تو مي طلبم.

اين پيش پا افتاده ترين کاري است که بنده ي آبرو رفته از تو مي تواند

بکند.

اين در مقابل سايه ي پدري تو هيچ است!

بميرم براي چشمان اشک بارت!

بسوزم براي دل سوخته ات!

 التماس دعا



| *| نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 18:30 توسط تنهاترين |